<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>طب نظامی</title>
    <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/</link>
    <description>طب نظامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 10 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 10 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سلامت زیر آتش: حملات به زیرساخت‌های پزشکی و سکوت سازمان‌های بین‌المللی</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001369.html</link>
      <description>در طول درگیری‌های مسلحانه حمله به زیرساخت‌های مراقبت‌های بهداشتی و پرسنل پزشکی، نقض شدید قوانین بین‌المللی بشردوستانه و معیارهای اخلاقی است. رویدادهای اخیر در خاورمیانه، از جمله تخریب بیمارستان‌ها در غزه و ایران، الگوی نگران‌کننده‌ای از سکوت گزینشی نهادهای بین‌المللی را برجسته می‌کند. این گزارش به پیامدهای بشردوستانه، اخلاقی و روانی چنین حملاتی می‌پردازد و خواستار پاسخگویی جهانی و محکومیت مداوم از سوی سازمان‌های بین‌المللی بهداشت و پزشکی است.&#13;
در دو سال گذشته، بنا به گزارش‌ها بیش از ۳۰ بیمارستان در غزه ویران شده‌اند و سازمان‌هایی مانند پزشکان بدون مرز چندین مورد از این حوادث را مستند کرده‌اند. هدف قرار دادن مداوم زیرساخت‌های مراقبت‌های بهداشتی در مناطق جنگی، نقض آشکار کنوانسیون‌های ژنو است که صراحتاً حمله به مراکز و پرسنل پزشکی را ممنوع می‌کند.&#13;
علی&amp;amp;shy;رغم وسعت تخریب، فقدان محکومیت صریح و مداوم از سوی نهادهای برجسته بین‌المللی بهداشت، به ویژه سازمان بهداشت جهانی (WHO) به طور قابل توجهی وجود داشته است. این سکوت نه تنها هنجارهای بشردوستانه تثبیت شده را تضعیف می‌کند، بلکه خطر عادی‌سازی چنین اقداماتی را نیز به همراه دارد. پیامدهای این بی‌عملی به طرز غم‌انگیزی در حملات هوایی اخیر اسرائیل به ایران آشکار شد، که طبق گزارش‌ها در حالی رخ داد که مذاکرات دیپلماتیک با ایالات متحده در عمان در جریان بود.&#13;
در نتیجه این حملات، چهار بیمارستان و سه مرکز فوریت‌های پزشکی در ایران ویران شدند. یکی از اهداف اولیه، یک بیمارستان روانپزشکی در کرمانشاه بود، منطقه‌ای که از قبل با کمبود منابع سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کرد. این حملات منجر به مرگ شش پزشک، از جمله یک متخصص اطفال جوان و مادر یک کودک چهار ساله، به همراه ۱۴ نفر از کارکنان خدمات پزشکی و هلال احمر ایران شد. علاوه بر این، یک دانشجوی پزشکی در یک منطقه مسکونی جان خود را از دست داد و دیگری به دلیل حمله پهپادی دچار قطع عضو شد.&#13;
این وقایع یک سوال حیاتی را مطرح می‌کند: اگر حملات مشابهی در غزه، لبنان و اکنون ایران رخ داده باشد، مرحله بعدی کجا خواهد بود؟ بدون یک پاسخ واحد و قاطع از سوی جامعه بین‌المللی بهداشت، چنین تخلفاتی ممکن است به طرز خطرناکی عادی شوند.&#13;
تأثیر روانی این حملات فراتر از تلفات فوری است. در ایران، این حملات با امتحانات ورودی مدارس و دانشگاه‌ها همزمان شد. این زمان‌بندی، استرس و آسیب‌های روحی را در بین دانش‌آموزان تشدید کرد و بسیاری از آن&amp;amp;shy;ها علائم حاد اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را گزارش کردند. پیامدهای بلندمدت این آسیب روانی بر سلامت عمیقاً نگران‌کننده است و توجه بین‌المللی را می‌طلبد.&#13;
به عنوان مدیر سابق بیمارستان در ایران، از جامعه جهانی بهداشت و پزشکی درخواست می‌کنم سکوت خود را بشکنند. رعایت قوانین بشردوستانه و بی‌طرفی پزشکی نباید گزینشی یا تحت تأثیر سیاست باشد. اتخاذ موضعی منسجم و اصولی برای حفظ حرمت مراقبت‌های بهداشتی در مناطق جنگی و محافظت از جان کسانی که خود را وقف درمان دیگران حتی در بحبوحه جنگ می‌کنند، ضروری است.&#13;
فرسایش حمایت‌ها از زیرساخت‌های پزشکی در جنگ نباید بدون چالش باقی بماند. ما از سازمان‌های بین‌المللی، انجمن‌های پزشکی و متخصصان مراقبت‌های بهداشتی در سراسر جهان می‌خواهیم که تعهد خود را به اصول حقوق بشردوستانه مجدداً تأیید کنند و خواستار پاسخگویی در مورد همه موارد نقض، صرف نظر از جغرافیا یا سیاست، شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنایت دبستان شجره طیبه؛ درس هائی از کودک کشی و تروریسم علمی توسط آمریکا و اسرائیل</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001368.html</link>
      <description>در جهان معاصر، پیشرفت‌های شتابان علمی و فناورانه در کنار ایجاد فرصت‌های بی‌سابقه برای توسعه انسانی، ظرفیت‌های جدیدی برای اعمال خشونت ساختاری نیز فراهم کرده ‌است. جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی اخیر با هدف قرار دادن جامعه علمی و زیرساخت&amp;amp;shy; های آموزشی تحقیقاتی ابعاد گسترده &amp;amp;shy;تری به خود داده &amp;amp;shy;اند. در این میان، مفهوم &amp;amp;laquo;تروریسم علمی&amp;amp;raquo; به‌عنوان یکی از اشکال نوظهور خشونت، به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که با هدف تضعیف، تخریب یا نابودی زیرساخت‌های علمی، سرمایه‌های انسانی و ظرفیت‌های دانشی یک کشور طراحی و اجرا می‌گردد. مقاله حاضر با تمرکز بر تحلیل حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به جامعه علمی ایران، به‌ویژه فاجعه دبستان دخترانه &amp;amp;laquo;شجره طیبه&amp;amp;raquo; در شهر میناب، تلاش می‌کند مفهوم &amp;amp;laquo;نسل‌کشی علمی&amp;amp;raquo; را به‌عنوان مرحله‌ای پیشرفته‌تر و نظام‌مندتر از تروریسم علمی تبیین نماید. نسل‌کشی علمی در این پژوهش به‌عنوان فرآیندی هدفمند برای نابودی تدریجی یا ناگهانی چرخه تولید علم، از طریق حذف فیزیکی نخبگان، تخریب مراکز آموزشی و ایجاد ناامنی روانی در فضای علمی تعریف می‌شود.&#13;
در نخستین روز جنگ رمضان (9 اسفند 1404)، حمله به مدرسه میناب به‌عنوان یک مرکز آموزشی غیرنظامی توسط موشک کروز تاماهاوک (Tomahawk) منجربه شهادت 168 نفر و زخمی شدن 96 نفر شد، که نه‌تنها از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه مصداق نقض اصل تفکیک و تناسب است، بلکه از منظر مفهومی، نمایانگر گذار از تروریسم علمی به نسل‌کشی علمی است. این رویداد در قالب یک زنجیره از اقدامات شامل ترور دانشمندان، حملات به دانشگاه‌ها، و هدف‌گیری دانشجویان و دانش‌آموزان قابل تحلیل است، بیانگر شکل‌گیری یک استراتژی کلان برای تضعیف بنیان‌های علمی و فناورانه کشور است. فقدان تعریف صریح از &amp;amp;laquo;تروریسم علمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسل‌کشی علمی&amp;amp;raquo;، همراه با چالش‌های سیاسی و ساختاری، موجب ناکارآمدی نسبی در پیگیری و پیشگیری از این نوع جنایات شده است. از سوی دیگر، جامعه علمی جهانی نیز با وجود برخورداری از ظرفیت‌های قابل توجه در مستندسازی، آگاهی‌بخشی و ایجاد فشار بین‌المللی، هنوز نتوانسته است نقش هماهنگ و مؤثری در مقابله با این پدیده ایفا کند. مقابله با تروریسم علمی و نسل‌کشی علمی مستلزم رویکردی چندسطحی و بین‌رشته‌ای است که شامل بازتعریف مفاهیم حقوقی، تقویت سازوکارهای نظارتی چندجانبه، نهادینه‌سازی اخلاق در پژوهش‌های علمی، و توسعه همکاری‌های بین‌المللی در حمایت از جامعه علمی می‌باشد. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده با تمرکز بر تحلیل داده‌های تجربی و ارزیابی تأثیرات بلندمدت این پدیده بر شاخص‌های توسعه علمی، به تعمیق درک این مفهوم و ارائه راهکارهای عملی برای پیشگیری از آن بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لزوم مقابله با پدیده "زیر میزی" در نظام سلامت</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001370.html</link>
      <description>واژه عامیانه "زیرمیزی" معمولاً مترادف با رشوه تلقی می‌شود ولی رشوه از منظر قوانین مصوب حقوقی و قضایی تعاریف وسیع&amp;amp;shy;تری دارد که به یک مجموعه از کارهایی اطلاق می‌شود که منتهی به پرداخت و دریافت مال نامشروع می‌شود که فرد و یا افراد مرتکب در محاکم قانونی بر اساس مقررات و قوانین مصوب مجازات می‌شوند، و اینجانب بنا ندارم که در این گفتار وارد این مقوله شوم و البته مقالات و مطالب چندی توسط محققین در مجلات علمی وجود دارد که مطالعه آن&amp;amp;shy;ها مفید است. هدف از این مقاله یادآوری و تذکری است از روی احساس وظیفه برای انجام واجب تکلیف "امر به معروف و نهی از منکر".</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر مواد پیشرفته جهت رهایش تدریجی و آهسته دارو در بدن</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001371.html</link>
      <description>سامانه‌های کلاسیک رهایش دارو، نظیر قرص‌های سریع‌الاثر و تزریقات متداول، همواره با محدودیت‌هایی چون حلالیت ضعیف دارو، زیست سازگاری پایین، حذف سریع از بدن و ناتوانی در کنترل زمان و مکان رهایش مواجه بوده‌اند. این چالش‌ها موجب کاهش اثربخشی درمان و افزایش نوسانات غلظت دارو در بدن می&amp;amp;shy;شود. اخیرا، پیشرفت در فناوری مواد، نانوفناوری، مهندسی زیستی و مدل‌سازی رایانه‌ای مسیر جدیدی در طراحی سامانه‌های دارورسانی گشوده است. در این مطالعه انواع مختلف سامانه‌های دارورسانی شامل نانوذرات پلیمری، میسل‌ها، لیپوزوم‌ها، هیدروژل‌های تزریقی، ایمپلنت‌های آهسته رهش، سامانه‌های اسمزی، نانوژل&amp;amp;shy; ها و درخت&amp;amp;shy;سان &amp;amp;shy;ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. روش کار بر پایه مرور روایی منابع علمی معتبر، مقالات پژوهشی، یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی، و پتنت &amp;amp;shy;ها از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ با جستجو در پایگاه‌های چندرشته‌ای PubMed ،Scopus و Web of Science طراحی شد. بر اساس منابع بررسی‌شده،&amp;amp;nbsp;ترکیب مواد هوشمند با پلتفرم‌های قابل برنامه‌ریزی مانند ایمپلنت &amp;amp;shy;ها و سامانه‌های پاسخ دهنده به محرک (مانند pH، دما، آنزیم، redox، میدان مغناطیسی و ...) می‌تواند رهایش هدفمند و زمان‌مند دارو را به‌شکل چشم‌گیری بهبود بخشد. همچنین، سامانه‌هایی نظیر داربست&amp;amp;shy; های عروقی پوشش&amp;amp;shy;دار دارویی، پمپ‌های ایمپلنتی، و ریزتراشه‌های تنظیم‌شونده رهایش پایدار را در کاربردهای مزمن مانند دیابت، سرطان، و دردهای نوروپاتیک ممکن می‌سازند. بطور خلاصه، با گردآوری دستاوردهای پژوهشی موجود و تحلیل مروری فناوری‌های نوظهور، چارچوبی راهبردی برای طراحی سامانه‌های دارورسانی نسل آینده ارائه شده و نتایج این مطالعه، زمینه‌ساز توسعه درمان‌های دقیق، شخصی‌سازی‌شده، و دارای اثربخشی بلندمدت در حوزه‌های گوناگون پزشکی خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز، تعیین فرمولاسیون و ارزیابی اثر نانو کیتوزان بارگذاری باعصاره گیاه والک بر‎ رده سلولی سرطان پستان 4T1</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001372.html</link>
      <description>زمینه و هدف: سرطان پستان، به عنوان شایع‌ترین سرطان در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان، همچنان نیازمند درمان‌های مؤثرتر است. روش‌های درمانی موجود، شامل جراحی، پرتودرمانی و شیمی‌درمانی، با مشکلاتی نظیر مقاومت دارویی، سمیت بالا و هزینه‌های گزاف مواجه هستند. در نتیجه، تحقیق و توسعه روش‌های درمانی جدید و جایگزین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف این مطالعه، بررسی اثر نانوکیتوزان پوشش داده‌شده با عصاره گیاه والک بر رشد رده سلولی 4T1 سرطان پستان بود.روش‌ها: نانوذرات کیتوزان/والک با بارگذاری عصاره والک بر روی کیتوزان سنتز شدند. خواص فیزیکوشیمیایی نانوذرات با استفاده از طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، پراکندگی نور پویا (DLS) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (FESEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس سلول‌های 4T1 در محیط کشت RPMI 1640 کشت داده شدند و اثرات نانوترکیب حاصل بر روی این سلول‌ها با استفاده از آزمون MTT بررسی گردید.یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین اندازه نانوذرات سنتز شده 145 نانومتر بود و شاخص پراکندگی (PDI) برابر با 0/28 بود که نشان‌دهنده توزیع نسبتاً یکنواخت ذرات است. همچنین، طیف FTIR موفقیت‌آمیز بودن بارگذاری عصاره والک بر روی کیتوزان را تأیید کرد، به‌طوری‌که پیک‌های مشخصه گروه‌های عاملی هر دو جزء در طیف مشاهده شدند. نانوذرات کیتوزان/والک اثر مهاری وابسته به دوز بر روی سلول‌های 4T1 نشان دادند. میزان IC50 نانوترکیب برابر با 0/64 میکروگرم/میلی‌لیتر به‌دست آمد که به‌طور قابل‌توجهی کمتر از IC50 کیتوزان و عصاره والک به‌تنهایی بود.نتیجه‌گیری: نانوذرات کیتوزان/والک توانست به‌طور مؤثر رشد سلول‌های سرطانی4T1 &amp;amp;nbsp;را مهار کند، بدون اینکه اثرات سمی بر سلول‌های سالم داشته باشد. این نانوساختار می‌تواند به‌عنوان یک گزینه درمانی نوین در مطالعات پیش‌بالینی و بالینی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه و ارزیابی فیزیکوشیمیایی فیلم‌های مخاط چسب حاوی اوژنول (عصاره میخک)</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001373.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اشکال دارورسانی مخاط چسب، نوعی از سیستم های دارورسانی نوین هستند که به صورت عمده به شکل فیلم&amp;amp;shy;های پلیمری موجود هستند. اینگونه فیلم&amp;amp;shy;ها زمان رهایش دارو را طولانی کرده و شیب بالای غلظتی برای نفوذ دارو ایجاد می&amp;amp;shy;کنند که منجر به بهبود جذب دارو می&amp;amp;shy;شوند. هدف از این مطالعه تهیه و بررسی فیلم&amp;amp;shy;های پلیمری حاوی اوژنول به منظور بهبودی زخم و التهاب خفیف تا متوسط حفره دهان می&amp;amp;shy;باشد.روش‌ها: در این مطالعه تجربی، فیلم&amp;amp;shy;های مخاط چسب حاوی اوژنول با روش Solvent Casting و با بکارگیری ترکیباتی از جمله پودر HPMC (هیدروکسی پروپیل متیل سلولز) به عنوان پلیمر سازنده فیلم و گلیسرین به عنوان پلاستی سایزر تهیه و از نظر ویژگی&amp;amp;shy;های ظاهری و فارماسیوتیکسی از جمله وزن، ضخامت، زمان از هم پاشیدن و آزاد سازی دارو و پروفایل لود و رهایش دارو مورد ارزیابی قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترکیبات با مقادیر بالاتر اوژنول، مانند F5، جذب بالاتری داشته که نشان‌دهنده اثرات درمانی قوی‌تر است. پروفایل‌های رهایش تجمعی نشان داد که &amp;amp;nbsp;این فرمولاسیون با رهایش سریع‌تری (95/5 درصد در 60 دقیقه) نسبت به سایر ترکیبات، برای درمان‌های سریع‌تر مناسب است.نتیجه‌گیری: پارامترهای معادله Krosmeyer-Peppas نشان دادند که ترکیباتی با n نزدیک به 1، به وسیله استفاده همزمان از فرآیندهای انتشار و تورم، رهایش سریع‌تری دارند. فرمولاسیون های با گلیسیرین بیشتر، از جمله F5، سرعت رهایش بالاتری نشان دادند، که آن‌ها را برای درمان‌های سریع مناسب می‌کند. به‌طور کلی، این ترکیبات می‌توانند برای درمان‌های با نیازهای خاص، همچون درمان‌های سریع یا کنترل‌شده، طراحی شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آمادگی مراکز آموزشی و درمانی در مواجهه با حوادث زیستی: مورد مطالعه دانشگاه علوم پزشکی ایران</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001374.html</link>
      <description>زمینه و هدف: در قرن بیست و یکم، افزایش بلایای طبیعی و انسان‌ساخت چالش‌های جدی برای سلامت عمومی ایجاد کرده است. مخاطرات زیستی با ویژگی‌هایی مانند سرعت انتشار بالا و تغییرات ژنتیکی، نیازمند پاسخ سریع و هماهنگ هستند، اما کمبود منابع تخصصی، نبود تعریف روشن از نقش‌های سازمانی و انتشار اطلاعات نادرست، مدیریت این حوادث را پیچیده‌تر می‌کند. در این میان، آمادگی بیمارستان‌ها به عنوان عامل کلیدی در کاهش تلفات این حوادث و حفظ عملکرد سیستم سلامت مطرح است. با توجه به اینکه برخی مطالعات نشان می‌دهند بیمارستان‌های کشور ایران با وجود برخی نقاط قوت در منابع انسانی، از نظر پیش نیازهای پاسخ، هنوز آمادگی لازم را ندارند، این پژوهش با هدف ارزیابی دقیق سطح آمادگی این بیمارستان‌ها در برابر حوادث زیستی انجام شد.روش‌ها: این مطالعه توصیفی، تحلیلی و مقطعی در سال ۱۴۰۴ با استفاده از پرسشنامه استاندارد برای ارزیابی آمادگی زیستی در هشت بُعد اصلی انجام شد: توسعه ساختارهای مدیریتی، ظرفیت‌سازی، آموزش و تربیت، مدیریت اطلاعات و ارتباطات، سیستم‌های مراقبت و آزمایشگاه، ایمنی و امنیت، مدیریت بیمار و تاب‌آوری. جامعه آماری شامل مراکز آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه، به طور خاص ۱۱ بیمارستان بود. سپس میانگین داده‌ها برای تعیین درصد آمادگی بیمارستان محاسبه شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مراکز بزرگ وعمومی، در اکثر ابعاد آمادگی زیستی با کسب میانگین 75 درصد عملکرد خوب داشتند و توانستند الگویی از تاب‌آوری سازمانی و مدیریت حوادث زیستی ارائه کنند. بیش از نیمی از مراکز با کسب 54 درصد در سطح متوسط قرار داشتند که حاکی از منابع محدود و نیاز به تقویت ساختار مدیریتی، آموزش و تمرین است. برخی مراکز تک تخصصی، در ابعاد مدیریت بیمار، تریاژ و تاب‌آوری با کسب 30 درصد عملکرد ضعیف داشتند، که نشان‌دهنده اهمیت نقش حمایتی این مراکز در شبکه پاسخ زیستی و نیاز به ارتقای زیرساخت‌ها و آموزش‌ها است.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش تأکید می‌کند که آمادگی زیستی تنها وابسته به منابع فیزیکی نیست، بلکه حاصل توسعه ساختار مدیریتی، آموزش و تمرین مستمر، مدیریت اطلاعات و ارتباطات، زیرساخت‌های تشخیصی، ایمنی، مدیریت بیمار و تاب‌آوری سازمانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی سامانه ثبت اطلاعات بیماران سرطان پستان بیمارستان بقیه الله الاعظم (عج): گزارش تک ‌مرکزی از ایران</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001376.html</link>
      <description>زمینه و هدف: رجیستری‌های بیمارستان‌محور امکان ثبت دقیق داده‌های بالینی و پاتولوژیک را فراهم می‌کنند؛ داده‌هایی که معمولاً در رجیستری‌های جمعیت‌محور در دسترس نیستند. این مطالعه با هدف توصیف طراحی و پیاده‌سازی سامانه‌ ثبت ساختاریافته سرطان پستان در بیمارستان بقیه الله الاعظم (عج) و ارائه‌ نمای اولیه‌ای از داده‌های ثبت ‌شده انجام شد.روش‌ها: این مطالعه‌ گذشته‌نگر مبتنی بر رجیستری شامل 185 بیمار مبتلا به سرطان پستان تهاجمی اولیه بود. متغیرهای دموگرافیک، هیستوپاتولوژیک و مولکولی شامل گرید تومور، وضعیت گیرنده‌های ER/PR، بیان HER2، شاخص Ki-67، تهاجم لنفی عروقی (LVI) و تهاجم عصبی (PNI) از سامانه‌ ثبت الکترونیک استخراج شد. تحلیل داده‌ها با آمار توصیفی و آزمون کای‌دو انجام گرفت.یافته‌ها: گرید 2 شایع‌ترین درجه‌ هیستولوژیک بود (65/9 درصد). گیرنده‌های ER و PR به‌ترتیب در 75/1 درصد و 71/4 درصد بیماران مثبت بودند. بیان HER (3+) در 16/2 درصد موارد و Ki-67 کمتر از 20 درصد در 87/6 درصد بیماران مشاهده شد. LVI و PNI به‌ترتیب در 72/4 درصد و 36/2 درصد بیماران گزارش شد. گرید بالاتر با کاهش PR مثبت و افزایش PNI ارتباط معنادار داشت (0/040=P و 0/044=P).نتیجه‌گیری: سامانه‌ ثبت سرطان پستان بیمارستان بقیه الله الاعظم (عج) توانست داده‌های کلیدی بالینی و پاتولوژیک را به‌صورت ساختاریافته و کامل ثبت کند. الگوهای مشاهده‌شده با گزارش‌های داخلی و خارجی هم‌خوانی دارد، هرچند شیوع بالای LVI و PNI نیازمند بررسی بیشتر است. توسعه‌ این رجیستری و گسترش آن به سایر مراکز می‌تواند نقش مهمی در برنامه‌ریزی داده‌محور و بهبود کنترل سرطان پستان در کشور داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر تمرینات عصبی عضلانی بر میزان سفتی عضلانی و عملکرد دست کودکان فلج مغزی همی پلژی</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001377.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اختلالات حرکتی اندام های فوقانی کودکان فلج مغزی باعث محدودیت در انجام فعالیت&amp;amp;shy;های روزمره این کودکان می&amp;amp;shy;شود. تمرینات عصبی عضلانی از رویکردهای نوینی می&amp;amp;shy;باشند که در توانبخشی آسیب&amp;amp;shy;های سیستم عصب مرکزی استفاده می&amp;amp;shy;شوند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تمرینات عصبی عضلانی بر میزان سفتی عضلانی، دامنه حرکتی و &amp;amp;nbsp;زبردستی درشت دست کودکان فلج مغزی همی پلژی بود.روش‌ها: در مطالعه تجربی با طراحی پیش &amp;amp;shy;آزمون و پس &amp;amp;shy;آزمون، 18 کودک فلج مغزی اسپاستیک همی پلژی 4 تا 11 سال به صورت موارد در دسترس انتخاب شدند. دامنه حرکتی اکستنشن مچ دست و سوپینیشن ساعد به وسیله گونیامتری، اسپاستیسیتی عضلات فلکسور مچ دست و پروناتور ساعد با معیار اصلاح شده اصلاح شده آشورث و زبرستی درشت دست کودکان توسط تست باکس و بلاک در ابتدا و انتهای مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت. پروتکل تمرینات عصبی عضلانی به مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه برای این کودکان انجام شد. در این مطالعه اندام فوقانی سمت سالم کودکان نیز به عنوان گروه کنترل مد نظر قرار گرفت و تمامی ارزیابی &amp;amp;shy;های سمت درگیر در سمت سالم کودک نیز انجام شد.یافته‌ها: مطابق نتایج به دست آمده، افزایش معناداری در میانگین نمرات دامنه حرکتی اکستنشن مچ دست و سوپینیشن ساعد در اندام درگیر مشاهده می شود (0/001&amp;amp;gt;P) . همچنین نتایج نشان می&amp;amp;shy;دهد که مداخله تمرینات عصبی عضلانی بر روی اندام مبتلا سبب کاهش معنی داری در میزان سفتی عضلات پروناتور ساعد و فلکشن مچ دست می&amp;amp;shy;شود (0/001&amp;amp;gt;P). این در حالی است که مداخله ما تاثیر معنی&amp;amp;shy;دار بر زبردستی درشت دست کودکان فلج مغزی همی پلژی نداشت (0/39=P).نتیجه‌گیری: به نظر می&amp;amp;shy;رسد پروتکل عصبی عضلانی استفاه شده در این مطالعه می&amp;amp;shy;تواند سبب افزایش دامنه حرکتی مفاصل محدود شده و کاهش میزان اسپاستیسیتی عضلات درگیر در ساعد و مچ دست کودکان فلج مغزی همی پلژی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی وضعیت ورزش قهرمانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با استفاده از مدل SWOT</title>
      <link>https://militarymedj.bmsu.ac.ir/article_1001375.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدهای (SWOT) ورزش قهرمانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران انجام شد.روش‌ها: مطالعه از نوع آمیخته (کیفی-کمی)، پیمایشی و مقطعی بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از نخبگان و کارشناسان به‌صورت هدفمند جمع‌آوری شد. ابزارهای تحلیل شامل ماتریس‌های ارزیابی عوامل داخلی (IFE)، خارجی (EFE) و آزمون فریدمن بود.یافته‌ها: نتایج نشان داد که وجود اسناد مدون، کارشناسان متخصص، و تجربه برگزاری مسابقات از قوت‌های اصلی و فقدان برنامه بلندمدت و کمبود منابع مالی از ضعف‌های کلیدی هستند. امکان حضور در رقابت‌های بین‌المللی سیزم و همکاری با سازمان‌های ورزشی به‌عنوان فرصت‌های اصلی و نبود سیاست‌گذاری فرهنگی-معنوی و کمبود تجهیزات به‌عنوان تهدیدهای اصلی شناسایی شدند.نتیجه‌گیری: یافته‌های تحقیق حاضر راهکارهایی برای تدوین برنامه‌های راهبردی ارائه می‌دهد که می‌تواند به بهبود آمادگی جسمانی، سلامت روانی، و موفقیت در رویدادهای بین‌المللی نیروهای مسلح کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
