مخاطرات محیط‌زیستی، تاب‌آوری امنیتی و صحنه نبرد آینده: تدوین چارچوب کیفی-اکتشافی اِشراف با تأکید بر پیامدهای پزشکی نظامی و حفاظت از سلامت نیروها

نوع مقاله : مروری

نویسنده

دانشگاه جامع امام حسین (علیه‌السلام)، تهران، ایران

چکیده

زمینه و هدف: تخریب محیط‌زیست به عاملی تعیین‌کننده در امنیت قرن بیست‌ویکم بدل شده است. ایران در کانون بحران‌های مرکب محیطی و الگوهای جنگ ترکیبی قرار دارد؛ وضعیتی که توان حکمرانی را تضعیف و ماهیت نبردهای آینده را دگرگون می‌سازد. هدف پژوهش واکاوی تعامل مخاطرات محیطی و تاب‌آوری امنیتی جهت تدوین چارچوب اِشراف با تأکید بر پیامدهای آن برای آمادگی پزشکی رزم و حفاظت از سلامت نیروها در تهدیدات ترکیبی است.
روش‌ها: این مطالعه کیفی به‌روش مرور روایی ساختاریافته بر روی منابع اسنادی منتخب (۱۳۹۴-۱۴۰۴) انجام شد. داده‌ها با رویکرد ترکیبی (قیاسی-استقرایی) با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل و اعتبار یافته‌ها از طریق مثلث‌سازی و بازبینی همتایان تضمین گردید.
یافته‌ها: تحلیل کیفی داده‌ها منجر به شناسایی چهار مضمون اصلی و درهم‌تنیده شد که ارکان چارچوب ِاشراف را تشکیل می‌دهند: ۱) عوامل تنش‌زای محیطی زنجیره‌ای: ناپایداری‌های هیدرولوژیک (مانند خشکی دریاچه ارومیه و افت آب‌های زیرزمینی) و تخریب جوی-زمینی (مانند ریزگردها) به‌عنوان ضریب‌دهنده تهدید عمل می‌کنند که ضمن دامن‌زدن به تنش‌های سیاسی-اجتماعی، توان عملیاتی و اقتصادی را محدود می‌سازند؛ ۲) سازه‌های تاب‌آوری متعارض: شکافی بنیادین میان پاسخ‌های مهندسی‌محور و امنیتی‌سازی‌شده دولتی (نظیر سدسازی‌های کلان) و راهکارهای انطباقیِ مردم‌محور (ناشی از بی‌اعتمادی نهادی مانند حفر چاه‌های غیرمجاز) وجود دارد که تحریم‌ها آن را تشدید کرده است؛ ۳) صحنه نبرد بازتعریف‌شده: در این الگو زیرساخت‌های حیاتی (آب، انرژی و غذا) اهداف اصلی درگیری‌های ترکیبی آینده هستند و شرایط محیطی (مانند گردوغبار) به یک قلمروی تاکتیکی فعال برای بهره‌برداری نظامی تبدیل می‌شوند و ۴) بازخوردهای بازگشتی: چرخه‌ای خودافزا شناسایی شد که در آن مخاطرات محیطی منجر به شکنندگی می‌شود. سپس پاسخ‌های مهندسی ناسازگار (مانند انتقال آب) مخاطرات ثانویه می‌آفرینند و تمهیدات امنیتیِ سخت (مانند ذخیره‌سازی نظامی منابع) بنیان‌های اجتماعی تاب‌آوری بلندمدت را تضعیف می‌کنند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که مخاطرات محیطی، راهبردهای تاب‌آوری نهادی و الگوهای نوین جنگ‌آوری یک سیستم امنیتی یکپارچه و بازگشتی را در ایران شکل می‌دهند. این پژوهش با عبور از روایت‌های خطیِ ساده (الگوی مخاطره-درگیری)، تخریب محیط‌زیست را یک تقویت‌کننده سیستمیکِ ریسک معرفی می‌کند که در تعامل با عوامل سیاسی عمل می‌نماید. شکستن این چرخه ناامنی مستلزم گذار به راهبردهای تاب‌آوری است که استحکام فنی را با مشروعیت اجتماعی و حفاظت سایبری-فیزیکی را با مدیریت اکولوژیک متوازن سازند.

کلیدواژه‌ها