جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد 1404 (ژوئن ۲۰۲۵)، بهعنوان یک بحران ژئوپلیتیکی مهم در خاورمیانه، تأثیرات گستردهای بر اقتصاد و رفتارهای اقتصادی جامعه ایران و جهان برجای گذاشت. این جنگ نه تنها به تخریب برخی از زیرساختهای حیاتی و اقتصادی، کاهش شدید صادرات نفت و افزایش نوسانات ارزی منجر شد، بلکه اثرات روانی قابل توجهی نیز بر افراد و گروههای اجتماعی دخیل در تصمیمگیریهای اقتصادی و مالی داشت. براساس مطالعات متعدد، جنگها نه تنها اثرات اقتصادی مخرب و تاثیرگذار در کوتاه مدت دارند، بلکه با ایجاد تغییرات در فرآیندهای شناختی و هیجانی، رفتار اقتصادی بلندمدت جامعه را نیز تحت تاثیر قرار میدهند. مطالعات نشان میدهند که افزایش استرس، اضطراب و نگرانی ناشی از بحرانهای نظامی و اقتصادی، موجب تمایل بیشتر افراد به پسانداز، کاهش مصرف و تغییر در الگوهای سرمایهگذاری میشود و ساختار تصمیمگیری مغزی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. لذا، مطالعه آنها میتواند راهنمایی برای سیاستگذاری اقتصادی، مدیریت بحران و طراحی بازارهای مقاوم در برابر شوکهای اجتماعی و نظامی باشد. در این بین، حوزه عصب-اقتصاد، به عنوان یک میان رشته جدید، میتواند با بیان تحلیلهای مختلف، تغییرات رفتار اقتصادی، ارزیابی ریسک و واکنشهای هیجانی افراد در شرایط بحران را شناسایی و مدلسازی کند. از آنجا که در کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران، عواملی مانند اعتماد اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و ارزشهای دینی نقش مهمی در تعدیل واکنشهای اقتصادی ایفا میکند، لذا میتوان این عوامل را در تحلیلهای حوزه عصب-اقتصاد مورد بررسی قرار داد. بر این اساس تحلیل جنگ ایران و اسرائیل نشان داد که ایرانیان به دلیل شناخت اجتماعی تکامل یافته، در بحران ها با همبستگی بیشتر و بر اساس باورهای دینی و معنوی و رفتار حمایتی مقاومت می کنند و بحران های اقتصادی را پشت سر می گذارند.